نظرات یک تسهیلگر (مربی) نگهداری و تعمیرات مبتنی بر قابلیت اطمینان، داگلاس پلکینت

تقریبا 20 سال از زمانی که من برای اولین بار نگهداری و تعمیرات مبتنی بر قابلیت اطمینان (RCM) را یاد گرفتم، می گذرد. به عنوان عضوی از تیم تعمیرات و قابلیت اطمینان پارک کداک، من یکی از چندین فردی بودم که برای شرکت در دوره RCM و ارائه گزارش به تیم، داوطلب شدم. من در آن زمان اصلا به این موضوع فکر نمی کردم که 20 سال بعد بخواهم RCM را تقریبا در شرکت های هر کشوری در سراسر جهان، خودم آموزش دهم. گاهی اوقات به طرز عجیبی، همه چیز تغییر می کند. در یک زمان شما رهبر یک تیم نگهداری و تعمیرات هستید و در زمانی دیگر مربی نگهداری و تعمیرات مبتنی بر قابلیت اطمینان هستید.

یکی از چیزهایی که در این 20 سال تغییر نکرده است این است که فروش و ارائه  RCM بسیار سخت است. من می توانم ده ها علت را برای شما فهرست کنم که مردم را از RCM دور می کند. اما همه آنها تحت یک واقعیت قرار می گیرند و آن این است که تعداد کمی از مردم واقعا RCM را درک می کنند و می دانند که چه چیزی است. 

اشتباهاتی که معمولا درباره RCM می شود عبارتند از: RCM

  • فرایندی زمانبر است،
  • جزئیات بسیار زیادی دارد،
  • به منابع زیادی نیاز دارد،
  • شرکت های بسیار کمی تاکنون توانسته اند فرآیند RCM خود را کامل نمایند.

اگر افرادی که نیاز به RCM دارند، مقداری پرس و جو و تحقیق کنند و در مورد RCM آموزش ببینند، این تصورات اشتباه می توانند به راحتی حل خواهند شد. همانطور که قبلا گفتم، تعداد بسیار کمی از افراد واقعا RCM را درک می کنند و بسیاری از افراد آگاه نیز حاضر به فعالیت به عنوان تسهیلگران RCM و پاسخگویی به این تقاضاها نیستند. گاهی اوقات ممکن است نداشتن مهارتهای تسهیلگری یا داشتن تجربه کم در حوزه نگهداری و تعمیرات می تواند در بلندمدت، به تلاش افراد لطمه بزند. 

از سوی دیگر، متخصصان و تسهیلگرانی که واقعا RCM را می دانند، روند تسهیل و رفع حالت های خرابی را ساده می کنند. در واقع، بسیاری از کسانی که آنها را تسهیل می بینند، می توانند این باور را رواج می دهند که هر شخصی می تواند به عنوان یک رهبر، تجزیه و تحلیل RCM را تسهیل نماید. بنابراین این افراد با این باور که فرایند تسهیل ساده است، تلاش می کنند تا به جلو حرکت کنند و این می تواند خطرناک باشد. تسهیلگران بی تجربه، در وضعیت های خرابی بحرانی، دچار خطا و نهایتا منجر به خرابی فاجعه آمیز تجهیزات شما می شوند.

اگر تسهیلگر یا متخصص RCM شما نمی داند که یک حالت خرابی واقعی چیست، چگونه قطعات و اجزای تجهیزات با یکدیگر کار می کنند، چگونه عملکرد آنها مختل می شود و همچنین انواع شیوه های نگهداری و تعمیرات و فن آوری های موجود برای کاهش حالت های خرابی را نداند، زمان شما را هدر خواهد داد و نتیجه اصلا برای شما قابل قبول نخواهد بود.

اگر قصد دارید در RCM سرمایه گذاری کنید، پول خود را عاقلانه خرج کنید؛ نه فقط برای انجام تحقیق بلکه برای انتخاب تسهیلگر و متخصص و برای اطمینان از دستیابی به موفقیت.

کسانی که درک متوسطی از ابزارهای مهندسی قابلیت اطمینان دارند، فرایند RCM را یک فرایند ساده و 7 مرحله ای می دانند که نشان دهنده حالت های خرابی و برخی از انواع شیوه های تعمیرات است. این افراد مانند افرادی هستند که با خود می گویند خُب یک پمپ، یک پمپ است دیگر و یک لیست از حالتهای خرابی احتمالی را با خود دارند و طبق آن عمل می کنند. این یکی از مهم ترین دلایلی است که مردم از نگهداری و تعمیرات مبتنی بر قابلیت اطمینان می ترسند و اجتناب می کنند.

بعضی افراد معتقدند که فرایند یا اقدام RCM غیر ضروری است، زیرا کاری است که می توان آن را با داشتن یک لیست از حالت های خرابی و شیوه های تعمیر مربوط به هر نوع خرابی، انجام داد.

واقعا جالب است، فقط یک لیست از تمام حالت های خرابی احتمالی برای هر بخش یا جزء تهیه کنید و بهترین کار را برای هر حالت خرابی انجام دهید. پس چرا در جهان افراد از تجزیه و تحلیل RCM استفاده می کنند؟ در حالی که همه چیزهایی که باید انجام شود می توانند از طریق دانلود یک لیست اجزا، فشار دادن یک دکمه بر روی کامپیوتر و تهیه یک لیست از همه چیزهای مورد نیاز، انجام گیرند.

اگر RCM فقط شامل همین کارها بود، بله به آسانی می توانستیم آن را انجام دهیم و این یک بار دیگر ثابت می کند که تعداد کمی از مردم واقعا در مورد نگهداری و تعمیرات مبتنی بر قابلیت اطمینان، اطلاعات و آگاهی دارند.

اجازه بدهید من به شما بگویم چرا.

اولا اینکه استفاده از کتابچه یا لیست حالت های خرابی و ابزارهایی برای مطابقت با حالت های خرابی مهندسی شده و تسهیل تعمیرات پیشگیرانه (PM) و نگهداری و تعمیرات پیشگویانه (PdM)، ساده لوحانه هستند و ارزشی ندارند. این چیزی جز حقیقت نیست. یک لیست از حالت های خرابی رایج یا مهندسی شده، می تواند به ایجاد یک استراتژی نگهداری و تعمیرات بی عیب و صحیح کمک کند، اما در صورتی که تجهیزات مطابق با مشخصات طراحی شده، نصب و اجرا شده باشند. با استفاده از ابزار مناسب، می توان لیستی از وظایف PM و PdM را برای کاهش حالت های خرابی رایج یا مهندسی شده، ایجاد کرد. اما ابزارها نمی توانند حالت های خرابی که ناشی از محیط زیست، فرهنگ و زمینه عملیاتی تجهیزات است را کشف کنند. این لیست های حالت های خرابی، توسط برندهای مختلف یا ابزارهای نرم افزاری تهیه شده اند، که اگر به طور صحیح برای شرایط غیر بحرانی یا بالانس تجهیزات به کار روند، می تواند برای سازمان شما ارزش لازم را به ارمغان بیاورند. به عبارت دیگر، اگر شرکتی که این ابزار را طراحی کرده است، واقعا حالت های خرابی را می فهمد و این دانش را درک می کند که فعالیت های PM و PdM برای رفع هر حالت خرابی در کسب و کار شما مناسب است و قابل اجرا و مقرون به صرفه است و شما هم منابع لازم را برای اجرای این روش ها در کسب و کارتان داشته باشید، آن وقت این فرایند سطح قابلیت اطمینان تجهیزات شما را از استراتژی نگهداری فعلی تان، افزایش می دهد و بهبود می بخشد.

این پاراگراف آخر ممکن است چندان امیدوار کننده نباشد و به این دلیل است که اصلا انجام این کار صحیح نیست. واقعیت این است که اگر برنامه نگهداری و تعمیرات شرکت شما تا حدی کامل نیست که سه تا پنج ابزار PdM برای برنامه ریزی و اجرای وظایف PM و PdM در فواصل مورد نیاز داشته باشد، آنوقت اجرای وظایف فقط می تواند موجب خرابی، آشوب و سرخوردگی بیشتر شود. همچنین حالت های خرابی که اغلب رخ می دهند، ناشی از زمینه عملیاتی، محیط عملیاتی و فرهنگ هستند و نمی توانند در لیست یا کتابچه قرار بگیرند.

من نمی گویم که از لیست حالتهای خرابی رایج یا مهندسی شده برای تدوین استراتژی یا راهکارهای نگهداری و تعمیرات خود استفاده نکنید. بلکه من می گویم، اگر فکر می کنید که می خواهید در این مسیر حرکت کنید، ابتدا مطمئن شوید که منابع و زیرساخت های لازم برای حمایت از این ابزار را دارید یا خیر. 

من با شرکت های متعددی که از ابزار مناسب استفاده کردند و موفق شده اند، کارکرده ام، آنها تفاوت بین ابزارها را درک کرده اند و از ابزارهایی مانند لیست حالت های خرابی و RCM به صورت ترکیبی برای تدوین استراتژی خود استفاده کرده اند.

در پایان، باید به شما بگویم که RCM مانند یک قرص که بلعیدن آن آسان است، نیست. وقت آن رسیده است تا افراد با تجربه، یک RCM خوب را اجرا کنند. علاوه بر این، باید یک تسهیلگر خوب برای انجام کار با تیم و انجام نگهداری و تعمیرات محور مبتنی بر قابلیت اطمینان داشته باشید. دقت داشته باشید که هر یک از ابزارهای کمکی برای بهبود قابلیت اطمینان، دارای کاربردها و محدودیت های خاص خود هستند. من معتقدم که RCM باید در فضایی بین پنج تا 20 درصد از تجهیزات حیاتی شما انجام شود و بالانس تجهیزات شما باید با استفاده از ابزارهای حالت های خرابی که به خوبی طراحی شده اند، حفظ گردد.

خیلی شگفت انگیز است که با فشاردادن یک دکمه بتوانید قابلیت اطمینان همه تجهیزات خود را بهبود ببخشید، اما واقعیت این است که بهبود از طریق آموزش، شناسایی نقاط ضعف، انتخاب ابزار مناسب برای از بین بردن موانع و حفظ فرصت ها، به وجود می آید.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *